![]() |
![]() |
|
![]() ![]() Anathema
fragile dreams
countless times i trusted you i let you back in knowing...yearning...you konow i should have run, but i stayed maybe i always knew my fragile dreams would be broken for you today i introduced myself to my own feelings in silent agony after all these years they spoke to me after all these years maybe i always knew my fragile dreams would be broken for you
رویاهای شکننده
زمانهای بی شماری من به تو اعتماد کردم و به تو اجازه دادم که برگردی میدانم...حسرت میخورم...تو میدانی من باید میرفتم، اما ماندم شاید من همیشه میدانستم رویاهای شکننده ام میخواستند برای تو بشکنند امروز به خودم نشان میدهم به احساساتم در سکوت درد بعد از این همه سال آنها با من حرف زدند بعد از این همه سال شاید من همیشه میدانستم رویاهای شکننده ام میخواستند برای تو بشکنند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 9 قبل از ظهر توسط رضا |
|
|
و باز هم با ترجمه ای از گروه انگلیسی و البته کار درست آیرن میدن به روز شدم.اول از همه میخوام که کاملا این پست رو بخونید.قبلا من بار ها و بارها با ترجمه و یا بیوگرافی از گروه آیرن میدن به روز شده بودم ولی امروز کمی فرق داره.می خوام بدونم که نظر شما در باره ی این گروه فوق حرفه ای و بهتر بگم حرفه ای ترین باند متال چیه؟این گروه اصلا نیازی به تعریف من نداره چون دیگه 30 سال کار همه چیز رو مشخص کرده.من این رو باور دارم که کسی نمی تونه به این راحتی بگه که گروه آیرن میدن خوب نیست.هر کسی که می خواد باور داشته باشه که هوی متال زیباست باید قبول داشته باشه که میدن ها تک هستن.از هریس بیسیست و مغز متفکر گروه بگیر تا دیو ماری گیتاریست فوق العاده گروه تا دیکینسون خواننده ی بزرگ گروه و همچنین مکبرین درامر گروه و گیرز گیتاریست خوب و آهنگسازی قوی و همچنین اسمیت گیتاریست عالی گروه که با گلن تیپتون گیتاریست جوداس پریست برای تصاحب برترین گیتاریست هوی متال جهان چندین سال است که در مبارزه داشت.آیرن میدن در سال 2004 با بیش از 300 میلیون هوادار در دنیا به عنوان پر طرفدارترین باند متال در دنیا شناخته شد.گروهی که نه به خاطر طرح های مختلف خالکوبی معروف شد مثل فیل انسلمو و نه به خاطر قیافه های جنتلمن و ژیگولی مثل جیمز هتفیلد.این گروه برای آهنگ های زیبا و به خاطر ترانه های فوق زیبا خود معروف شد
Fear Of The Dark
I am a man who walks alone
And when I'm walking a dark road
At night or strolling through the park
When the light begins to change
I sometimes feel a little strange
A little anxious when it's dark.
Fear of the dark,fear of the dark
I have constant fear thas something's always near
Fear of the dark,fear of the dark
I have a phobia that someone's always there
Have you run your fingers down the wall
And have you felt your neck skin crawl
When you're searching for the light ?
Sometimes when you're scared to take a look
At the corner of the room
You've sensed that something's watching you.
Have you ever been alone at night
Throuh your heard footsteps behind
And turned around and no-one's there ?
And as you quicken up your pace
You find it hard to look again
Because you're sure there's someone there
Watching horror films the night before
Debating witches and folklore
The unknown troubles on your mind
Maybe your mind is playing tricks
You sense,and suddenly eyes fix
On dancing shadows from behind.
Fear of the dark, fear of the dark
I have a constant fear that something's always near
Fear of the dark, fear of the dark
I have a phobia that someone's always there.
When I'm walking a dark road
I am a man who walks alone
ترس از تاریکی
من مردی هستم که تنها حرکت می کند
وقتی که دارم تنها در جاده ای تاریک راه میرم
یا در شب در پارکی قدم میزنم
زمانی که نور شروع به تغییر می کند
گاهی اوقات احساس عجیبی می کنم
زمانی که همه جا تاریک است من احساس نگرانی می کنم
ترس از تاریکی ,ترس از تاریکی
ترس دايمی من که همیشه یه چیزی در این نزدیکی هستش
وحشت از اینکه همیشه یکی اینجاست
زمانی که دنبال چراغ می گردی
آیا انگشتت رو روی دیوار کشیده ای
و احساس کرده ای چیزی روی بدنت می خزد
گاهی اوقات زمانی که ترس از آن داری
که به گوشه ای از اوتاق نگاه کنی
احساس کرده ای چیزی دارد به تو نگاه میکند
آیا تا حالا در شب تنها بوده ای
و فکرکرده باشی که صدای پای کسی از پشت سرت می آید
و وقتی بر می گردی کسی آنجا نیست
و هر چقدر که سرعت خودت رو بیشتر می کنی
احساس می کنی که نگاه کردن برایت سخت شده
زیرا اطمینان داری که کسی آنجا هست
تماشای فیلم های ترسناک
در باره ی جادوگران و باور های محلی در شب قبل
افکار نامشخصی در ذهنت به وجود آورده اند
شاید ذهن تو می خواهد تو را بازی دهد
احساس می کنی و ناگهان چشمهایت متمرکز می شود
به سایه هایی که در پشت تو می رقصند
ترس از تاریکی , ترس از تاریکی
ترس دايمی من که همیشه یه چیزی در این نزدیکی هستش
وحشت از اینکه همیشه یکی اینجاست
زمانی که دارم بر روی جاده ای تاریک راه میروم
من مردی هستم که تنها حرکت می کند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
گروه امریکایی پنترا از تاثیر گذارترین و قوی ترین باند های سبک پاور متال و حتی تا حدودی تراش متال نوین بود.این گروه در سال 1981 توسط 2 برادر ناخوانده به اسامی دارل ابوت و وینی پل ابوت تشکیل شد.در این راه رگس براوون تا روزهای آخر با آنها همرا بود.تری گلیز در این راه به گروه تازه کار پنترا همکاری کرد.گروه پنترا بیشترین تاثیر خود را از 3 گروه بلک سبت ,جوداس پریست و کیس گرفته بود.در سال 1983 گروه پنترا اولین آلبوم خود را با نام متال مجیک به بازار روانه کرد.آلبومی که نتوانست در آن سال ها با موفقیت همراه شود.گروه کار خود را ادامه داد و با البوم های جدید به کار خود آدامه می داد.در سال 1987 تری گلیزر از گروه رفت و جای خود را به خواننده ی جدیدی برای پنترا آمد که می توان او را جزء 10 خواننده ی برتر متال دانست.این فرد کسی نبود جز فیل انسلمو.پنترا بعد از البوم پاور متال به فکر کارهای بهتری افتاد.و زحمت این گروه بعد از 2 سال البومی شاهکار به اسم کابویز فرام هل که به معنی کابوی هایی که از جهنم می آیند است.انقلابی که پنترا از سال 1990 به وجود آورد انقلابی بود که متال را در بر گرفت.از آن سال کارهای پنترا بسیار قوی شد.پنترا از سال 1995 دچار اختلافات درونی زیادی شد.از جایی که فیل انسلمو با یکی از دویتان خود گروه سوپر جوینت ریتوال رو تشکیل داد.دارل با این کار فیل مخالف بود.در سال 1998 پنترا دچار یکی از بزرگترین مشکلات خود شد.جایی که فیل انسلمو با یکی دیگر از دوستان خود گروه دوون را تشکیل دادند.این کار فیل باعث شد که پنترا به سوی از هم پاشیدن برود.در سال 2000 اخرین البوم پنترا به بازار اومد و دارل رسما اعلام کرد که دیگر پنترا آلوبم نمی دهد بعد از آن با برادر خود وینی پل گروه دمج پلن رو تشکیل داد.در سال 2003 رکس هم به گروه دوون پیوست.در همون سال کری کینک گیتاریست افسانه ای اسلیر و زک وایلد گیتاریست گروه بلک لیبل سوسایتی به همراه دارل یک آلبوم بی کلام فقط از تک نوازی های خودشون زدند.دارل که دیگر با گروه دمج پلن کار می کرد سر انجام در سال 2004 در کنسرتی دارل توسط جوانی کشته شد و برای همیشه از دنیای موزیک متال خداحافظی کرد.شاید اگز کار های فیل انسلمو نبود ما پنترا را همچنان داشتیم.دارل ابوت بعد از چاک شلدانر و زک وایلد و همچنین تامی ایوومی چهارمین گیتاریست متال شناخته شده است.یاد پنترا و همچنین دارل ابوت که به دیم بگ معروف بود به خیر این ترجمه خودم رو به تمام دوستاران پنترا تقدیم می کنم This Love
این عشق
اگر همواره درباره ی کلماتی حرف میزدیم دردآور و دروغین من میگفتم من دوست دارم ولی من دروغ می گفتم در زندگی من تمام چیزهایی که من دنبالش بودم از من دور بودن یکیش مثل تو ولی الان این تغییر کرده عمیقا درون من بود عشق همراه بود ولی در تو همش کنایه بود درد هیچ وقت از بین نمی ره ولی زندگی به سرعت سپری میشه تو از عشق نگهداری کن,همه چیز,بچه,اسباب بازی تو از عشق نگه داری کن,ضربه خوردن,زخم خوردن,شکستن تو از عشق نگه داری کن من بایستی یک هوس انگیز می بودم لباس کلیسا برای اون اون داره درد می کشه زندگی اون همش درده بعضی وقت ها من تعصف می خورم من پشیمانم از اینکه به تو اسیب رسوندم ولی تو من رو هیچ وقت ناراحت نکردی من بایستی زندگی خودم رو بر می داشتم و تو وعشقت رو ترک میکردم من خوم رو می کشم به خاطر تو,من تو رو می کشم به خاطر خودم هیچ برنامه ای در سرنداره |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
slayer God Send Death خدا مرگ را فرستاد در پشت سرت به من نگاه کن یک قتل عام رو خواهی دید چهره ای از مرگ بیشتر از یک دیوانه دفاع کفرآمیز گریه ها تو را میبینند که از درون میمیری، تو را میبیینند که میمیری خدا مرگ را فرستاد تا بدبختی پایان یابد نه عشق را موعظه میکند نه وزیری برای گناه یک ایمان شکسته خدا را دعا کنید زانو بزنید فریاد بزنید در برابر مرگ مرگ حق است چیزی نمیتواند تو را نجات دهد سمفونی وحشت آور بشنو تو فریادزننده ی دروغگویی زندگی را از تو میگیرم این همه ی چیزیست که میخواهم انجام دهم آرزو کن همچنان برهم بخورد این چیزیست که درون من زندگی میکند خون فاسد در رگ های من جریان دارد به سوی مردن پیش میروم با نگاهی شهوت انگیز به درد نگاه میکنم درون تو را لمس میکنم خونی که از تو ی لعنتی میرود خشک شده از من خون بگیر مرگ قصد دارد که خون را بر روی دیوار بپاشد چهره ی ذوب شده ی یک فاحشه ی پلاستیکی فیگورهای پیچیده ی گوشت از استخوان زانو بزنید فریاد بزنید در برابر مرگ مرگ حق است چیزی نمیتواند تو را نجات دهد سمفونی وحشت آور بشنو تو فریادزننده ی دروغگویی زندگی را از تو میگیرم این همه ی چیزیست که میخواهم انجام دهم آرزو کن همچنان برهم بخورد این چیزیست که درون من زندگی میکند بر چشم های خدا چنگ بزن تو مرگت را در دست خودت چشیدی از انگشتانت بیهوده خون میرود تو در قبرت فریاد میکشی بر چشم های خدا چنگ بزن گلو و دستانت را در آن فرو کن تو با درد به یک دیوانه تبدیل شدی تو نابینا شدی و برای خدایت فریاد میکشی خدای رقت انگیز مرگ قصد دارد که خون را بر روی دیوار بپاشد چهره ی ذوب شده ی یک فاحشه ی پلاستیکی فیگورهای پیچیده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
Immortal
Damned In Black ملعونی در سیاهی راه پیمایی یک نفر در زندانی سیاه انسوی تاریکی به وقوع پیوسته راه پیمایی یک شیطان در زندانی سیاه انسوی تاریکی کمین کرده راه پیمایی یک چهار پا تازه بیدار شده در زندانی سیاه انسوی تاریکی شورش شده ایل و تبار شیطان راه پیمایی میکنن تا وقتی که هبوط به پایان نرسیده کتاب الهام یوحنا برای ما کشش نداره عمر داره به پایان می رسه ملعونی در سیاهی در گردبادی در رودخانه ای ترسناک بلعیدن تمام جلوه ها منتظر یک وحی اللهی دیگر در میان یک اغفال شدن عمیق و دیگر هیچ وقت نمی تونی برگردی ملعونی در سیاهی راه پیمایی یک نفر در زندانی سیاه انسوی تاریکی به وقوع پیوسته راه پیمایی یک دلاور خدایی ابدی از برخاستن انسوی تاریکی ها ملعونی در سیاهی |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
شاید روزی بتونی درک کونی که من کی هستم
|
| پیوندهای روزانه |
|
Linke 360 man Linke 360 man آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
موسیقی |
|
RSS
|